السيد موسى الشبيري الزنجاني
2467
كتاب النكاح ( فارسى )
كار است : امهات نساءكم و ربائبكم ، براى اين كه بخواهيم در هر دو مورد قيد دخول به زوجه را شرط كنيم ، قهراً بايد " مِنْ نِسائِكُمُ " را پس از عبارت دوّم اضافه كنيم . مناقشه دليل سوّم : در كشاف پس از ذكر اين دليل عبارتى آورده كه پاسخ آن مىباشد : الّا ان تقول : « 1 » اعلّقه بالنساء و الربائب ، و اجعل " من " للاتصال ، كقوله تعالى ( الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ ) . . در مستمسك هم پس از اشاره به ناتمام بودن ادلّه بالا مىگويد : لا سيّما ما ذكر من لزوم استعمال كلمة " من " فى معينين ، فانّه مبنى على كونها من قبيل المشترك اللفظى و هو بعيد جدّا . با ذكر مقدمهاى به توضيح اين پاسخ مىپردازيم . 3 ) مقدمهاى درباره اشتراك لفظى و معنوى : بسيارى از واژهها را به عنوان مشترك لفظى برشمردهاند ، در حالى كه اين كلمات اشتراك معنوى دارند و براى جامع معانى وضع شده است و علامت آن ملاحظه ساير زبانها مىباشد ، كلمه " عين " را در زبان عربى در نظر بگيريد كه معناى بسيارى به گونه مشترك لفظى براى آن ذكر شده است ، آيا عادةً مىتوان احتمال داد كه واژه " چشم " هم كه در فارسى به كار مىرود يا واژه " گُز " « 2 » در تركى دقيقاً به همان معانى كه " عين " در عربى دارد به كار مىرود ، چنين امرى عادة ممكن نيست ، واژه شير در فارسى به شير درنده ( اسد در عربى ) و شير خوراكى ( لبن يا حليب در عربى ) و شير آب ( در عربى ) اطلاق مىشود ، آيا هيچ احتمال مىرود كه در عربى براى هر سه معنا از يك واژه مثلًا اسد استفاده گردد يا در تركى واژه اصلان همان سه معنا را
--> ( 1 ) گويا اين عبارت شبيه عبارت ( اللهم الّا ان يقال ) است كه به تكلّفآميز بودن جواب اشاره دارد كه به عقيده ما درست نيست ، در اين جواب تكلفى ديده نمىشود ، البته با تقريبى كه بعداً خواهيم آورد كه با اين تقريب متفاوت است . ( 2 ) اين واژه در تركى به لهجه خاصى ادا مىشود و به معناى چشم مىباشد .